p13
دکتر:منظورم اینه ممکنه نخواد بلند شه اونوقت واقعا نمیشه کاری کرد
هیونجین:*هیچی نمیگف یهو افتاد رو زمین*
هان:هیونجیننننن
فلیکس:یکی کمک کنهههه
پرستار:اومدیم نگران نباشین
چان:وای خدایااااا*گریه
لینو:وای وای وای*نگران
..............
ویو یک ساعت بعد:
چانگبین:حالش خوبه؟*نگران
پرستار: بله فقط خیلی بهشون فشار اومده بوده و غش کردن بهشون سرم وصل کردیم
چانگبین: وای وای ممنونم
..............
ویو نیم ساعت بعد:
پرستار:آقای هوانگ بیدار شدن میتونین ببینینشون
سونگمین:ممنونم بدویینننن
چان:بچه ها شماها برین پیش هیونجین من اینجا منتظر دکتر میمونم
جونگین:منم همینجا میمونم باهات
هان:خیلی خب پس ما میریم
..............
هیونجین:*هی سعی میکرد بلند شه*
پرستار: نه نه لطفا دراز بکشید
فلیکس:هیونجینننن بخواب حالت خوب نیستتت
هیونجین:ا.ت کوش بگین ا.ت خوبه بگین بلند شدهههه توروخدا*گریه
سونگمین:متاسفم هنوز بلند نشده*ناراحت
هیونجین:میشه... میشه ببینمش باید برم من باید ببینمش باید بهش بگم چقد واسمون مهمه نه؟*گریه(داره چرت و پرت میگه چون حالش بده)
هان:هیون... آروم باش
هیونجین:ولی هق ا.تتتت*گریه
چانگبین:هیونجین اون مارو ول نمیکنه نگران نباش میدونه هق ما چقد دوسش داریم*گریه
لینو:آره آره اونم مارو دوس داره بر ... هق برمیگرده... ینی باید هق برگرده*گریه
..............
چان:بدویین دکتر داره میاد
بقیه:اومدیمممم
هیونجین:منم میامممم
لینو:توروخدا تو یه بدبختی به بدبختیامون اضافه نکن هیونجین
هیونجین:اهههههه
هان:میایم سریع بهت میگیم
ادامه داره...
هیونجین:*هیچی نمیگف یهو افتاد رو زمین*
هان:هیونجیننننن
فلیکس:یکی کمک کنهههه
پرستار:اومدیم نگران نباشین
چان:وای خدایااااا*گریه
لینو:وای وای وای*نگران
..............
ویو یک ساعت بعد:
چانگبین:حالش خوبه؟*نگران
پرستار: بله فقط خیلی بهشون فشار اومده بوده و غش کردن بهشون سرم وصل کردیم
چانگبین: وای وای ممنونم
..............
ویو نیم ساعت بعد:
پرستار:آقای هوانگ بیدار شدن میتونین ببینینشون
سونگمین:ممنونم بدویینننن
چان:بچه ها شماها برین پیش هیونجین من اینجا منتظر دکتر میمونم
جونگین:منم همینجا میمونم باهات
هان:خیلی خب پس ما میریم
..............
هیونجین:*هی سعی میکرد بلند شه*
پرستار: نه نه لطفا دراز بکشید
فلیکس:هیونجینننن بخواب حالت خوب نیستتت
هیونجین:ا.ت کوش بگین ا.ت خوبه بگین بلند شدهههه توروخدا*گریه
سونگمین:متاسفم هنوز بلند نشده*ناراحت
هیونجین:میشه... میشه ببینمش باید برم من باید ببینمش باید بهش بگم چقد واسمون مهمه نه؟*گریه(داره چرت و پرت میگه چون حالش بده)
هان:هیون... آروم باش
هیونجین:ولی هق ا.تتتت*گریه
چانگبین:هیونجین اون مارو ول نمیکنه نگران نباش میدونه هق ما چقد دوسش داریم*گریه
لینو:آره آره اونم مارو دوس داره بر ... هق برمیگرده... ینی باید هق برگرده*گریه
..............
چان:بدویین دکتر داره میاد
بقیه:اومدیمممم
هیونجین:منم میامممم
لینو:توروخدا تو یه بدبختی به بدبختیامون اضافه نکن هیونجین
هیونجین:اهههههه
هان:میایم سریع بهت میگیم
ادامه داره...
- ۱.۴k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط